سلطان محمد مطربي سمرقندي
160
تذكرة الشعراء ( فارسي )
در زمان سلطنت خاقان جنّتمكان عبد اللّه خان ، حكومت و فرماندهى ولايت كرمينه ، مفوّض به آن حضرت بود . بعد از اين تاريخ ، سلطنت ولايت تاشكند ميسّر گرديد . اهل آن بلاد ، چنان از عدالت آن شاه كامياب ، مفتخر و مباهى بودند كه نام انوشيروان ، در جنب آن مطوى مىنمود . آخر الامر بعد از ارتحال خاقان جنّتمكان عبد اللّه خان ، به حكم ولدش عبد المؤمن خان ، شربت شهادت ، در همان ولايت چشيده ، رخت اقامت ، به سراى باقى كشيدند . طبع خوب داشتند ؛ گاهى با وجود غلبهء حال ، زبان مقال ، به گفتن شعر مىگشادند و اين غزل از گفتار درربار شكّر نثار ايشان است : غزل : شاه من مملكت يثرب و بطحا بگرفت * تاج و تخت از جم و اسكندر و دارا بگرفت مرده بودم ز غم هجر تو اى جان كسى * لعل جانبخش تو ، انفاس مسيحا بگرفت خال مشكين تو را ديد چنان آهوى چين * پوست پوشيد ز شرم و ره صحرا بگرفت دور بودم ز سر كوى تو اى ماه كسى * راه افغان من اين طارم خضرا بگرفت جام با ياد لب لعل تو نوشد چه عجب * دل « دوستوم » كه دى از ساغر و صهبا بگرفت